بســــــــــــــــــم الله الرحـــــــــــمن الرحـــــــیم
جای تمبر:آغوش باز خدا فرستنده:خدای عاشق
آدرس :شاهراه زمین-ملکوت،در تک تکدل های منتظر گیرنده: هرکه عاشقه
اِهم اِهم(مثلا سرفه بود) عجب گرد و خاکی ،عجب تار عنکبوتهایی! یعنی 3 ساله که کسی اینجا رو گردگیری نکرده!
درشم که زنگ زده روغنکاری می خواد! من که دستمال سرمو سطل آب و وسایل رفت وروب رو آوردم
راستی سلام !
احوالات شما دوستان انشالله که خوب و خوش باشید!
اگر جویای احوال مایید، شکر تابستان رو با کمی چاشنی بیکاری سپری می کنیم تا شهریور برسه و با انتخاب واحد ها یکم حال و هوای دانشگاه برامون زنده بشه . راستی یه چیز جالب اینکه بازگشایی دوباره این دفترچه خطرات مصادف شده با سالگرد آخرین بازگشاییش که اول ِ ماه مهمانی بود.
سپاس ! با تمام وجود سپاس که بازم دعتونامش بدستم رسید،همون دعوتنامه ای که هر سال با پست پیشتاز رجب یا اکسپرس شعبان میاد درِ دلامون .
یکی،2،ماهه که چشم به راه هی میاد دم در و برمی گرده که شاید الان بیاد شاید الان برسه ،
یکی می گه خوب میندازن تو صنوق پست هر وقت اومد بر می داریم،
یکی اصلادر دلشو بسته رفته سفر که بهونه ای برای نیومدنش داشته باشه و
افسوس که یکیم اونقدر درش زنگار فراموشی زده و تار عنکبوتِ غفلت و شهوت وذلت و رذیلت بسته که حتی پستچی نور نزدیک خونش نشه!
شما از کدوم مدعویین هستین؟
راستشو بخواید غبطه می خورم غبطه می خورم به حال کسی که از 2 ماه پیش در تدارک رفتن به مهمونی هر روز آماده و آراسته تر از دیروزش می شه، اونقدر پاک و زلال می شه که وقتی دعوتنامه به دستش می رسه و بازش می کنه شمیم عطر یار و از لابه لای کلامتی که رو کاغذ موج می خورن و به زیبایی می رقصن و از اعماق وجودش حس می کنه. راستی این کلمات نیستن که موج می خورن و می رقصن این موج فوج فوج اشک های مجنون ِ که داره به ساحل امید می رسه.
و به این امید که بتونه تو حرم این هوا سبز بشه جوانه بزنه بسوی نور و بشکفد و تا پایان این ضیافت میوه های خوش طعم و عطری برداشت کنه که بشن آذوقه راه انتظار برای یک سال دیگر و رمقی برای روح تازه نفسش.
رمضان مبـــــــــــــــــــارک





